دیکشنری فارسی

substitutive

معنی فارسی

وابسته به تعويض يا جابجا سازي.

قادر به جانشيني، عوض و بدلپذير

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´stǝ tōōt´iv/adj.

● وابسته به جانشین سازی یا جانشینی، جانشین

● قادر به جانشینی، عوض و بدل‌پذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن