دیکشنری فارسی

subsurface

US'sʌb'sə:fəs

معنی فارسی

زيرسطحي زيردريايي زيرآبي

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´su_r´fis/adj., n.

● واقع در زیر سطح زمین یا دریا، زیر سطحی، زیر رویه، زیر رویه‌ای

تعریف انگلیسی

adjective
  1. beneath the surface “subsurface materials of the moon”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن