subsystem
UKsəbsistəm
معنی فارسی
زيردستگاه
معنی کامل و مثالها
/-sis´tǝm/n.
● (یک سیستم که جزو سیستم بزرگتری است) زیر سازگان، زیر سازگی، نظام فرعی، سیستم فرعی
تعریف انگلیسی
noun
- a system that is part of some larger system