subtemperate
معنی فارسی
گرمسيري، زير منطقه معتدله .
معنی کامل و مثالها
/sub tem´pǝr it/adj.
● وابسته به نواحی معتدله ولی کمی سرد، زیر معتدل، نیمه سردسیر
گرمسيري، زير منطقه معتدله .
/sub tem´pǝr it/adj.
● وابسته به نواحی معتدله ولی کمی سرد، زیر معتدل، نیمه سردسیر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن