دیکشنری فارسی

subtemperate

معنی فارسی

گرمسيري، زير منطقه معتدله .

معنی کامل و مثال‌ها

/sub tem´pǝr it/adj.

وابسته به نواحی معتدله ولی کمی سرد، زیر معتدل، نیمه سردسیر

واژه‌های دیگر با معنی «گرمسيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن