subtotal
UKsʌbtoutl
معنی فارسی
زيرکل، جمع جزء.
جمع زدن به صورت بخشي از جمع کل در آوردن
معنی کامل و مثالها
/sub´tōt´'l/n., vt., vi.
● بخشی از جمع کل، زیر جمع، جمع جز (در برابر: جمع کل)
● جمع زدن، به صورت بخشی از جمع کل در آوردن
تعریف انگلیسی
noun
- the sum of part of a group of numbers