دیکشنری فارسی

subtotal

UKsʌbtoutl

معنی فارسی

زيرکل، جمع جزء.

جمع زدن به صورت بخشي از جمع کل در آوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´tōt´'l/n., vt., vi.

● بخشی از جمع کل، زیر جمع، جمع جز (در برابر: جمع کل)

● جمع زدن، به صورت بخشی از جمع کل در آوردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the sum of part of a group of numbers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن