دیکشنری فارسی

subtropical

UKsəbtrɔpikl

معنی فارسی

وابسته به نواحي هم مرز نواحي استوايي،

زير استوايي، نيمه حاره

معنی کامل و مثال‌ها

/sub trä´pi kǝl/adj.

● وابسته به نواحی هم مرز نواحی استوایی، زیر استوایی، نیمه حاره (subtropic هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or characteristic of conditions in the subtropics “even near the equator vegetation at 5000 ft is subtropical rather than tropical” “Pertains to noun: subtropics (for: subtropic), subtropics”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن