دیکشنری فارسی

suburbia

UKsəbəːbiə USsə'bə:bıə

معنی فارسی

حومه شهر حومه نشيني.

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ bu_r´bēǝ/n.

● حومه‌ها و حومه نشینان، شهرک و شهرک نشینان، شهرکستان‌ها

تعریف انگلیسی

noun
  1. a residential district located on the outskirts of a city
  2. suburbanites considered as a cultural class or subculture

واژه‌های دیگر با معنی «حومه شهر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن