succinate
معنی فارسی
ملح يا استر اسيدسوکسينيک
معنی کامل و مثالها
/suk´sǝ nāt´/n.
● (شیمی) سوکسینات (ملح یا استر اسیدسوکسینیک)
ملح يا استر اسيدسوکسينيک
/suk´sǝ nāt´/n.
● (شیمی) سوکسینات (ملح یا استر اسیدسوکسینیک)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن