دیکشنری فارسی

sucker

UKsʌkər US'sʌkə

معنی فارسی

جانور شيرخوار سوپاپ سنبه لوله (براي مکيدن)

معنی کامل و مثال‌ها

/suk´ǝr/n., vt.,vi.

● (شخص یا دستگاه) مکنده، مکشگر

● مکینه، بخش مکنده‌ی تلمبه یا دهان زالو و غیره، سوپاپ پیستون، اندام مکش

● (جانورشناسی) ماهی مکنده (تیره catostomidae و راسته‌ی cypriniformmes بومی آبهای شیرین آسیای شرقی و امریکا شمالی)

● رجوع شود به: lollipop

● (امریکا - خودمانی) آدم گولو، آدم ساده لوح، گول خور، زودباور

● (امریکای - خودمانی) آدم، شخص، یارو

● (امریکا - خودمانی) شیفته، مرده‌ی چیزی، دیوانه‌ی چیزی

I am a sucker for circus shows

من دیوانه‌ی نمایش‌های سیرک هستم.

● (گیاه شناسی) زیر شاخه (شاخه‌های که از بیخ درخت می‌روید و نیروی آن را می‌گیرد)، بن شاخه

● زیر شاخه‌ها را کندن

● زیر شاخه در آوردن

● گول زدن، گوشبری کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who is gullible and easy to take advantage of
  2. a shoot arising from a plant's roots
  3. a drinker who sucks (as at a nipple or through a straw)
  4. flesh of any of numerous North American food fishes with toothless jaws
  5. hard candy on a stick
  6. an organ specialized for sucking nourishment or for adhering to objects by suction
  7. mostly North American freshwater fishes with a thick-lipped mouth for feeding by suction; related to carps

مترادف‌ها

noun
1. One who sucks.
2. Embolus, piston.
3. (Ichthyology) Lump sucker, lump fish.
4. (Botany) Stole, stolon.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن