دیکشنری فارسی

suckler

معنی فارسی

جانوري که به کودک خود شير ميدهد، شيرده

پستاندار

رجوع شود به suckling

معنی کامل و مثال‌ها

/-lǝr/n.

جانوری که به کودک خود شیر می‌دهد، شیرده

(جانور) پستاندار

رجوع شود به: suckling

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن