suckler
معنی فارسی
جانوري که به کودک خود شير ميدهد، شيرده
پستاندار
رجوع شود به suckling
معنی کامل و مثالها
/-lǝr/n.
● جانوری که به کودک خود شیر میدهد، شیرده
● (جانور) پستاندار
● رجوع شود به: suckling
جانوري که به کودک خود شير ميدهد، شيرده
پستاندار
رجوع شود به suckling
/-lǝr/n.
● جانوری که به کودک خود شیر میدهد، شیرده
● (جانور) پستاندار
● رجوع شود به: suckling
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن