suckles UKsʌklz معنی فارسی شير دادن واژههای دیگر با معنی «شير دادن» reed OR read شير دادن suckle شير دادن nursing bottle بطري براي کودکان شير دادن کودکان lionize تماشا کردن، بتماشا بردن، شهرت دادن