دیکشنری فارسی

sufferable

UKsʌfrəbl

معنی فارسی

قابل تحمل

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ bǝl/adj.

تحمل پذیر، تاب آوردنی

واژه‌های دیگر با معنی «قابل تحمل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن