دیکشنری فارسی

sufferable

UKsʌfrəbl

معنی فارسی

قابل تحمل

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ bǝl/adj.

● تحمل پذیر، تاب آوردنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being borne though unpleasant “sufferable punishment”

واژه‌های دیگر با معنی «قابل تحمل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن