suffocative UKsʌfɔkətiv معنی فارسی خفه کننده واژههای دیگر با معنی «خفه کننده» asphyxiant خفه کننده، اختناق آور، دعوا ياعامل خناق آور choky خفه کننده، دم دار، گرفته stifling خفه کننده، طاقت فرسا smothery خفه کننده . strangler خفه کننده . throttler خفه کننده . suffocating gas گاز خفه کننده choking agent عامل خفه کننده، گاز خفه کن black d. دم گاز خفه کننده suffocating d. دم گاز خفه کننده