دیکشنری فارسی

suffragist

معنی فارسی

هواخواه دادن حق راي يا حق انتخاب (بويژه

بزنان)

معنی کامل و مثال‌ها

/suf´rǝ jist/n.

● هوادار اعطای حق رای (به ویژه به بانوان)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an advocate of the extension of voting rights (especially to women)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن