suggestible
معنی فارسی
اشاره کردني پيشنهاد کردني اظهار کردني قابل القا
معنی کامل و مثالها
/-jes´tǝ bǝl/adj.
● تلقین پذیر، نیوشاندنی، قابل تلقین
● الهامپذیر
● پیشنهاد کردنی
تعریف انگلیسی
adjective
- susceptible or responsive to suggestion “suggestible young minds”