دیکشنری فارسی

suggestible

معنی فارسی

اشاره کردني پيشنهاد کردني اظهار کردني قابل القا

معنی کامل و مثال‌ها

/-jes´tǝ bǝl/adj.

● تلقین پذیر، نیوشاندنی، قابل تلقین

● الهام‌پذیر

● پیشنهاد کردنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. susceptible or responsive to suggestion “suggestible young minds”

واژه‌های دیگر با معنی «اشاره کردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن