دیکشنری فارسی

suggestible

معنی فارسی

اشاره کردني پيشنهاد کردني اظهار کردني قابل القا

معنی کامل و مثال‌ها

/-jes´tǝ bǝl/adj.

تلقین پذیر، نیوشاندنی، قابل تلقین

الهام‌پذیر

پیشنهاد کردنی

واژه‌های دیگر با معنی «اشاره کردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن