suicidal
UKsjuːisaidl
US'su:ə'saıdəl
معنی فارسی
وابسته به خود کشي ، مخرب
معنی کامل و مثالها
/sōō´ǝ sīd´'l/adj.
● وابسته به خودکشی، انتحاری
● متمایل به خودکشی، خودکشی گرا، خودکشی گرایانه
a suicidal personality
شخصیت خودکشی گرا
● از جان گذشته، بی پروا