دیکشنری فارسی

suicidal

UKsjuːisaidl US'su:ə'saıdəl

معنی فارسی

وابسته به خود کشي ، مخرب

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´ǝ sīd´'l/adj.

● وابسته به خودکشی، انتحاری

● متمایل به خودکشی، خودکشی گرا، خودکشی گرایانه

a suicidal personality

شخصیت خودکشی گرا

● از جان گذشته، بی پروا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. dangerous to yourself or your interests “suicidal impulses” “a suicidal corporate takeover strategy” “a kamikaze pilot”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن