دیکشنری فارسی

sulfate

UKsʌlfeit US'sʌl'feıt

معنی فارسی

سولفات

معنی کامل و مثال‌ها

/sul´fāt´/n., vi., vt.

● (شیمی)

● سولفات، ملح اسید سولفوریک دارای بنیان منفی دو ظرفیتی SO4

● اسید سولفوریک زدن به، با اسید سولفوریک ترکیب کردن، سولفاتی شدن یا کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a salt or ester of sulphuric acid
  2. convert into a sulfate “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «سولفات»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن