دیکشنری فارسی

sulkily

UKsʌlkiliː

معنی فارسی

با حالت قهر با ترشرويي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a sulky manner “What else could I do?' said Graham sulkily” “Derived from adjective: sulky”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن