sultana
UKsʌltɑːnə
معنی فارسی
زن يا مادر يا دختر سلطان ،
خانم يا مترس سلطان ، يکجور کشمش بيدانه
معنی کامل و مثالها
/sul tan´ǝ/n.
● (عربی)
● ملکه، همسر سلطان، سلطانه
● مادر یا خواهر سلطان (sultaness هم میگویند)
● معشوقهی سلطان
● انگور بیدانه
● کشمش بیدانه
تعریف انگلیسی
noun
- pale yellow seedless grape used for raisins and wine
- dried seedless grape
مترادفها
noun
Sultaness, sultan's wife.