دیکشنری فارسی

sultana

UKsʌltɑːnə

معنی فارسی

زن يا مادر يا دختر سلطان ،

خانم يا مترس سلطان ، يکجور کشمش بيدانه

معنی کامل و مثال‌ها

/sul tan´ǝ/n.

(عربی)

ملکه، همسر سلطان، سلطانه

مادر یا خواهر سلطان (sultaness هم می‌گویند)

معشوقه‌ی سلطان

انگور بی‌دانه

کشمش بی‌دانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. pale yellow seedless grape used for raisins and wine
  2. dried seedless grape

مترادف‌ها

noun
Sultaness, sultan's wife.

واژه‌های دیگر با معنی «زن يا مادر يا دختر سلطان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن