دیکشنری فارسی

summer solstice

معنی فارسی

انقلاب تابستاني يا صيفي

معنی کامل و مثال‌ها

● انقلاب تابستانی، دراز روز، خوریست تابستانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. June 21, when the sun is at its northernmost point

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن