دیکشنری فارسی

summing up

معنی فارسی

خلاصه اي که قاضي محکمه پس از ختم دادرسي

و پيش از شروع شور هيات منصفه از جريان

دادرسي و ادله ابرازي براي هيات منصفه

بيان مي کند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a concluding summary (as in presenting a case before a law court)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن