دیکشنری فارسی

sunbeam

UKsʌnbiːm US'sʌn'bi:m

معنی فارسی

پرتو آفتاب

معنی کامل و مثال‌ها

/-bēm´/n.

● شعاع آفتاب، پرتو آفتاب، خورپرتو

تعریف انگلیسی

noun
  1. a ray of sunlight

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن