دیکشنری فارسی

sunk

UKsʌŋk USsʌŋk

معنی کامل و مثال‌ها

/suŋk/vi., vt., adj.

● زمان گذشته و اسم مفعول: sink

● رجوع شود به: sunken

● (عامیانه) تباه، نابود، فناشده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. doomed to extinction

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن