دیکشنری فارسی

sunless

UKsʌnləs

معنی فارسی

بي نور بي افتاب.

معنی کامل و مثال‌ها

/sun´lis/adj.

بی‌خورشید، کم آفتاب، کم نور، تیره، تاریک

مترادف‌ها

adjective
1. Shaded, shady, unillumined, unlighted.
2. Rayless, beamless, dark, darksome, black, dismal, pitchy, Cimmerian, Stygian.

واژه‌های دیگر با معنی «بي نور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن