دیکشنری فارسی

sunlight

UKsʌnlait US'sʌn'laıt

معنی فارسی

(روشنايي) آفتاب

معنی کامل و مثال‌ها

/-līt´/n.

● نور خورشید، نور آفتاب

تعریف انگلیسی

noun
  1. the rays of the sun “the shingles were weathered by the sun and wind”

مترادف‌ها

noun
Daylight, sunshine, day, light of day, light of heaven.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن