دیکشنری فارسی

sunny side

UKsʌniːsaid

معنی کامل و مثال‌ها

● طرف روبه آفتاب، طرف آفتابگیر

● جنبه‌ی خوشایندتر هر چیز، جنبه‌ی شادتر

* on the sunny side (of)

جوانتر از ...، در اوایل سن ...

on the sunny side of fifty

در اوایل سن پنجاه سالگی

* sunny side up

(تخم مرغ) سرخ شده یا نیمرو شده از یک طرف (نه هر دو طرف)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن