superabound
معنی فارسی
زياد فراوان بودن
معنی کامل و مثالها
/sōō´pǝr ǝ bound´/vi.
● وافر بودن، فراوان بودن، به حدوفور یافت شدن، زیاده بودن
مترادفها
verb neuter
Be very abundant, be exuberant.
زياد فراوان بودن
/sōō´pǝr ǝ bound´/vi.
● وافر بودن، فراوان بودن، به حدوفور یافت شدن، زیاده بودن
verb neuter
Be very abundant, be exuberant.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن