دیکشنری فارسی

supercool

معنی فارسی

بدرجه سرماي زير نقطه انجماد رسيدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´pǝr kōōl´/vt., vi.

● (آبگونه) بدون انجماد بسیار سرد کردن یا شدن، ابر سرد کردن یا شدن، ابر سرمایاندن، ابر سرماییدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن