دیکشنری فارسی

superficially

UKsuːpəfiʃiɔːliː US'su:pə'fıʃəllı

معنی فارسی

بطور سطحي ظاهري سطحاً از رو

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a superficial manner “he was superficially interested” “Derived from adjective: superficial”

واژه‌های دیگر با معنی «بطور سطحي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن