دیکشنری فارسی

superincumbent

معنی فارسی

روي چيزي قراگيرنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-in kum´bǝnt/adj.

● روگذارده، خوابیده (روی چیز دیگر)، برخوابیده، روخسبیده

● فشار از بالا، بالا فشار

● آویخته بر روی چیزی، برآویز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lying or resting on and exerting pressure on something else “superincumbent layers of dead plants cut off the air and arrested decomposition”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن