superjacent
معنی فارسی
بعدا پرسيده شود
معنی کامل و مثالها
/sōō´pǝr jā´sǝnt/adj.
● خوابیده یا قرار گرفته بر روی چیزی، روخسب، روخسبیده
تعریف انگلیسی
adjective
- lying immediately above or on something else