دیکشنری فارسی

supernatant

معنی فارسی

شناور (دربالاي اب)

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´pǝr nāt´'nt/adj.

● شناور، برآب، لجناب

● (شیمی) شناور بر روی رسوب، روشناور

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the clear liquid that lies above a sediment or precipitate
  2. of a liquid; floating on the surface above a sediment or precipitate “the supernatant fat was skimmed off”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن