superposed
UKsuːpəːpouzd
معنی فارسی
زبراندامي رواندامي برخسبيده زبر روييده زبر رسته
معنی کامل و مثالها
/-pōzd´/adj.
● (گیاه شناسی) زبراندامی، رواندامی، برخسبیده، زبر روییده، زبر رسته