دیکشنری فارسی

supersaturate

UKsuːpəːsətʃərət

معنی فارسی

ابر سير کردن، به حداکثر درجه ي اشباع رساندن

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´pǝr sach´ǝ rāt´/vt.

ابر سیر کردن، به حداکثر درجه‌ی اشباع رساندن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن