دیکشنری فارسی

supersensible

معنی فارسی

بيرون از دسترس حواس

معنی کامل و مثال‌ها

/-sen´sǝ bǝl/adj.

احساس نکردنی، خارج از حوزه‌ی احساسات و حواس، فوق حسی، ابر سهشی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن