دیکشنری فارسی

superstation

US'su:pəs'teıʃən

معنی فارسی

ابر ايستگاه ايستگاه اصلي

معنی کامل و مثال‌ها

/-stā´shǝn/n.

ابر ایستگاه، ایستگاه اصلی (ایستگاه اصلی تلویزیون که برنامه‌های آن توسط ایستگاه‌های دیگر رله می‌شود)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن