دیکشنری فارسی

superstructure

US'su:pəs'trʌktʃə

معنی فارسی

رو سازي ساختمان رو

معنی کامل و مثال‌ها

/-struk´chǝr/n.

● روبنا (در برابر: زیر بنا infrastructure)

Marxists believed that the form of economy determines the political superstructure

مار کسیست‌ها معتقد بودند که شکل اقتصاد روبنای سیاسی را تعیین می‌کند.

● (بخشی از بنا که بالای شالوده یا بنیان قرار دارد) روساخت، اعیانی (در برابر: عرصه)

● (بخشی از کشتی که بالای عرشه‌ی اصلی قرار دارد) روعرشه

تعریف انگلیسی

noun
  1. structure consisting of the part of a ship above the main deck

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن