supervenient معنی فارسی غير مترقبه غير منتظره . واژههای دیگر با معنی «غير مترقبه» supervenience امر غير مترقبه، رويداد ناگهاني. serendipitous داراي نعمت غير مترقبه . below the line درآمد يا هزينه غير مترقبه hip shoot تيراندازي غير مترقبه با اشغال موضع، ناگهاني، تير سريع deusexmachina شخص يا چيزي که بطور غير مترقبه ظاهر، ميشود. contingent annuity پرداخت مقرري به علت اتفاق غير مترقبه unlooked for غيرمنتظره، غير مترقبه serendipity خوشبختي، تحصيل نعمت غير مترقبه، نعمت غير مترقبه . emergency relief رهايي از بلايا، رهايي از مصايب غير مترقبه emergency drill تمرين مقابله با سوانح، تمرين مقابله با حوادث غير مترقبه