supply control معنی فارسی کنترل آماد کنترل تدارکات اعتبار آمادي سطح اعتبار آمادي واژههای دیگر با معنی «کنترل آماد» control level سطح کنترل آماد control period دوره کنترل آماد، مدت زمان کنترل و بررسي آماد control point نقطه کنترل آماد و حرکات، نقطه کنترل ناوبري هوايي و دريايي، نقطه کنترل عبور و مرور business type operation عمليات تجارتي (کامپيوتر)، عمليات کامپيوتري (مخصوص محاسبه پرسنل، و آماد و کنترل توليدات) centralized items اقلام آماد تمرکزي، اقلامي که دستور کنترل، توزيع تمرکزي آن رسيده