supporting oneself معنی فارسی استناد واژههای دیگر با معنی «استناد» relying on به استناد prescribe to استناد به مرور زمان در اثبات ادعا cit مخفف:، رجوع، استناد perpetuting testtimony حفظ شهادت، تاسيسي که به وسيله آن شهادتي که ممکن، است بعدا" به آن استناد لازم شود و در عين