دیکشنری فارسی

supportive

UKsəpɔːtiv USsə'pɔ:tıv

معنی فارسی

مجهز کننده حامي پشتيبان.

معنی کامل و مثال‌ها

/-iv/adj.

● حامی، پشتیبان، مشوق، یاور

تعریف انگلیسی

adjective
  1. furnishing support or assistance “a supportive family network” “his family was supportive of his attempts to be a writer”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن