supposable
UKsəpouzəbl
معنی فارسی
فرض کردني قابل فرض تصور کردني
مترادفها
adjective
Presumable.
فرض کردني قابل فرض تصور کردني
adjective
Presumable.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن