دیکشنری فارسی

supposedly

UKsəpouzedliː USsə'pəuzədlı

معنی فارسی

بطور فرضي

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ pō´zid lē/adv.

● فرضا، حدسا، ظاهرا، از قرار معلوم

she is supposedly ill

از قرار معلوم بیمار است.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. believed or reputed to be the case

واژه‌های دیگر با معنی «بطور فرضي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن