دیکشنری فارسی

suppositive

معنی فارسی

فرضي

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ päz´ǝ tiv/adj., n.

● حدسی، پنداشتی، گمانی، فرضی

● (دستور زبان) انگار انگیز، انگاشتی

مترادف‌ها

adjective
Supposed.

واژه‌های دیگر با معنی «فرضي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن