دیکشنری فارسی

suppressant

UKsəpresnt USsəp'resənt

معنی فارسی

فرونشان کاهنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝnt/n.

● (به ویژه دارو) فرونشان، کاهنده

an appetite suppressant

کاهنده‌ی اشتها

تعریف انگلیسی

noun
  1. a drug that suppresses appetite

واژه‌های دیگر با معنی «فرونشان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن