surcease
معنی فارسی
بعدا پرسيده شود
معنی کامل و مثالها
/su_r sēs´/n., vt., vi.
● (قدیمی)
● متوقف کردن یا شدن، پایان دادن، پایان یافتن
● پایان
تعریف انگلیسی
noun
- a stopping “a cessation of the thunder”