دیکشنری فارسی

surely

UKsəliː US'ʃuəlı

معنی فارسی

يقيناً محققاً حتماً بطور خاطر جمع مسلماً بطور حتم قطعاً مطمئناً

معنی کامل و مثال‌ها

/-lē/adv.

با اطمینان

همانا، یقینا، به طور قطع، قطعا، مسلما، حتما، مطمئنا

surely you are a born peasant ...

همانا که تو روستا زاده‌ای ...

he will surely go

یقینا خواهد رفت.

(با فعل منفی - خودمانی) مطمئن هستم که

surely you don't believe in such superstitions!

اطمینان دارم که به چنین خرافاتی اعتقاد نداری‌!

* slowly but surely

آهسته و پیوسته، بدون احتمال شکست، با سنجش کلیه‌ی جوانب

مترادف‌ها

adverb
1. Certainly, infallibly, undoubtedly, assuredly, sure, without doubt.
2. Safely, securely, firmly, steadily.

واژه‌های دیگر با معنی «يقيناً»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن