surface water معنی فارسی آب سطحي واژههای دیگر با معنی «آب سطحي» epilimnion آب لايه سطحي، آب لايه زبرين surface inflow آب سطحي ورودي surface outflow آب سطحي خروجي surficial swellings بادکردگي سطحي زمين در اثر يخ زدن آب، زير سطحي خاک kopfring حلقه فلزي است که به دماغه بمب براي کم، کردن ميزان نفوذ آن در آب يا خاک وصل، مي شود surface targets هدفهاي سطحي، هدفهاي روي سطح آب