دیکشنری فارسی

surfboard

UKsəːfbɔːd US'sə:f'bɔ:d

معنی فارسی

تخته موج سواري

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrd´/n., vi.

تخته‌ی موج سواری، اسکی غلتاب سواری

(با این تخته یا اسکی) غلتاب سواری کردن

واژه‌های دیگر با معنی «تخته موج سواري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن