دیکشنری فارسی

surfboard

UKsəːfbɔːd US'sə:f'bɔ:d

معنی فارسی

تخته موج سواري

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrd´/n., vi.

● تخته‌ی موج سواری، اسکی غلتاب سواری

● (با این تخته یا اسکی) غلتاب سواری کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a narrow buoyant board for riding surf
  2. ride the waves of the sea with a surfboard “Californians love to surf” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

واژه‌های دیگر با معنی «تخته موج سواري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن