دیکشنری فارسی

surfing

US'sə:fıŋ

معنی فارسی

غلتاب سواري موج سواري

معنی کامل و مثال‌ها

/su_rf´iŋ/n.

● (ورزش) غلتاب سواری، موج سواری (surfriding هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the sport of riding a surfboard toward the shore on the crest of a wave

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن